|
خاطرات چه تلخ باشند چه شیرین نمیتوانند از زندگی حذف شوند
|
امیدوارم این مطلب شروعی دوباره باشه واسه تلاطم خاطرات.
حكمت
حكيمی گفت: مردم بر چهار گروهند،يكی آن است كه داند و داند كه داناست،از وی دانش آموزيد. و ديگر آن است كه داند و نداند كه داناست، او فراموشكاراست،يادش دهيد. ويكی آن است كه نداند و داند كه نداند، بياموزيدش. ويكی آن است كه نداند و نداند كه نداند، او جاهل است ، از او دور باشيد.
« نصيحة الملوك غزالی »
جـهـل مـركـب
آن كس كه بـداند و بـداند كـه بداند
اسب طرب از گنبد گردون بجهاند
و آن كس كه نداند و بداند كه نداند
هم خويشتن از ننگ جهالت برهاند
و آن كس كه نداند و نداند كه نداند
در جهـل مركب ابـدالـدهـر بـمـانـد
« ابــن يـميـــن »
نشاني
خانه دوست كجاست؟ در فلق بود كه پرسيد سوار
آسمان مكثی كرد.
رهگذر،شاخه نوری كه به لب داشت،به تاريكی شن ها بخشيد
و به انگشت نشان داد سپيداری و گفت:
نرسيده به درخت،
كوچه باغی است كه از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است
می روی تا ته آن كوچه كه از پشت بلوغ،سر به در می آرد،
پس به سمت گل تنهايی می پيچی،
دو قدم مانده به گل،
پای فواره جاويد اساطير زمين می مانی
و تورا ترسی شفاف فرا می گيرد
در صميميت سيال فضا،خش خشی می شنوی:
كودكی می بينی،
رفته از كاج بلندی بالا،جوجه بردارد از لانه نور
و از او می پرسی
خانه دوست كجاست؟
سهراب سپهری «حجم سبز»
پس دوست من همونطوری که در کلاس هم بهت گفتم ما که نمیخواهیم با انتقاد به دنبال بهانه تراشی و سوء استفاده باشیم فقط مواردی که پیشرفت شهرستان رو متذکر مسئولین میشه بازگو میکنیم. وبا اینکه هنوز در شرایطی نیستیم که بتوانیم همه چیز را بگوییم اما میتوان در حد توان خود مسائل را بازگو کرد.
پیوسته به لب خدا خدا بایدمان
عالم همه خاک کربلا بایدمان
همواره حسین مقتدا بایدمان
تا پاک شود زمین ز ابنای یزید

علت بسته شدن پست دامنه چيه؟
اداره پست دامنه حدودآ چند روزي هست كه تعطيل شده و مهمترين كارش كه رساندن قبوض تلفن همراه بود به مخابرات واگذار شد.البته قبل از اين هم بانك صادرات دامنه تعطيل شده بود و زياد جاي تعجب ندارد.اما اگر علت اين تعطيلي ادارات به گوش مردم هم برسد بد نيست. بانك ممكن است كه از نظر مالي برايشان به صرفه نباشه و بانك كشاورزي هم هنوز در دامنه داير است اما اداره پست را نمي دانم چرا تعطيل كردند چون هم ساختمان خوبي داشت هم كارمند داشت و هم در انجام كارها سريع تر از مخابرات بود. نميدانم بعد از پست نوبت به كجا ميرسد. شايد مخابرات شايد هم مدارس !!! ولي جالب تر اين جاست كه مردم هم هيچ اعتنايي به اين امور و مسايل ندارند وهمين فردا اگر بگوييم كه قرار است جاي پست يا بانك يا حتي درمانگاهِ خرابه ي دامنه مسجد بسازيم همگي كلاهشان را صد متر بالا پرتاب مي كنند و همگي قصد كمك كردن دارند. آن هم بعد از پنج مسجد البته اگر باز هم تعدادشان زيادتر نشده باشد.اما مهم اينجاست كه مردم خودشان هم نمي خواهند. شايد واقعا به مسيولين شهرستان اعتماد دارند. اما واقعا درمانگاه دامنه به يك خرابه تبديل شده. نميدونم چرا جايي كه اسمش شهر است نبايد يك درمانگاه مجهز داشته باشد. خدا كند گوشه اي از اعتبارات استاني از اصفهان جان سالم به در برد و به غرب استان برسد و افرادي باشند كه آن را در جاي مورد نياز به كار برند.
«هيچ يك از اين صحبت ها 30يا30 نبود و تنها انتقاداتي بود براي پيشرفت شهرستان».
If you wish to understand a woman, watch her mouth when she smiles; but to study a man, observe the whiteness of his eyes when he is angry.
اگر مي خواهي زني را بفهمي،گاه خنديدن به دهانش نگاه كن،اما براي ارزيابي كردن يك مرد سفيدي چشمانش را به گاه خشم ببين.
He who pities woman depreciates her. He who attributes to her the evils of society oppresses her. He who thinks her goodness is of his goodness and her evil is of his evil is shameless in his pretensions. But he who accepts her as God made her does her justice.
كسي كه به زن ترحم مي كند،از قدر او مي كاهد. كسي كه پليدي هاي جامعه را به زن نسبت مي دهد،به او ستم مي كند. كسي كه خوبي هاي زن را نتيجه ي خوبي هاي خود و بدي هاي او را نتيجه ي بدي هاي خود مي داند،ادعايي بي شرمانه دارد. اما كسي كه زن را همان گونه كه خدا آفريده است،مي پذيرد،عدالت را در مورد او روا داشته است.
As ones gift increase, his friends decrease.
كسي كه توانايي هايش افزايش مي يابد دوستانش كاهش مي يابد.
I prefer to be a dreamer among the humblest with visions to view, than lord among those without dreams and desires.
ترجيح مي دهم گنگ خواب ديده اي باشم در ميان بي چيزترين آدم ها با آرزوهايي براي دست يافتن. دوست ندارم اربابي باشم در ميان آنهايي كه نه رويايي در سر دارند و نه آرزويي در دل.
Some think I wink at them when I shut my eyes to avoid their sight.
بعضي ها گمان مي كنم دارم به آن ها چشمك مي زنم در حالي كه چشمانم را مي بندم تا رويشان را نبينم.
(jibran khalil jibran)
Some hear with their ears some with their stomachs some with their pockets and some hear not at all.
بعضي ها با گوش هاي خود مي شنوند ،بعضي ها با شكم هايشان، بعضي ها با جيب هايشان و بعضي ها هم اصلا نمي شنوند.
The partition between the sage and the fool is more slender than the spider web.
ديواري كه فرزانه(دانا)را از احمق جدا مي كند نازك تر از تار عنكبوت است.
How hard is the life of him who asks for love and receives passion!
چه سخت است زندگي كسي كه عشق مي طلبد و در عوض محبت دريافت مي كند.
Marriage is either death or life, there is no betwixt and between!
ازدواج يا مرگ است و يا زندگي، چيزي در ميانه وجود ندارد.
Enthusiasm is a volcano on whose top never grows the grass of hesitation.
عشق آتش فشاني است كه بر دهانه ي آن هرگز علف ترديد نمي رويد.
The best of men is he who blushes when you praise him and remains silent when you defame him.
بهترين آدم ها كسي است كه وقتي او را مي ستايي سرخ مي شود و وقتي به او توهين مي كني سكوت مي كند.
Love like death, changes every thing.
عشق همچون مرگ همه چيز را دگرگون مي كند.
If you love somebody let them go; for if they return, they’ll be always yours; and if they don’t, they wont be yours!
اگر كسي را دوست داري بگذار برود، چون اگر برگشت هميشه مال تو خواهد بود و در غير اين صورت هيچ گاه مال تو نخواهد بود!
سلام امیدوارم خوب باشید
اين چند روز بد جوري سرم شلوغ بود دو سه تا امتحان داشتيم البته همشونو خراب كردم از اون طرف هم يه سري مشكلات شخصي بد جوري درگيرم كرده بود. نميدونم آخر عاقبت كنكور ما چي ميشه حدود 7 ماه ديگه مشخص ميشه .البته من خودم زياد اميد ندارم. فكر نكنم بتونم جايي بيارم. از اون طرف هم گير دادند كه سن سربازا نبايد بره بالا يعني اگه كنكور قبول نشي بايد بري سربازي البته نميدونم چه قدرفرصت داشته باشي .ولي چيزي كه مهم هست اينه كه ما از اينجا هم شانس نيورديم.
از اول مهر تا حالا كه حدود دو ماه و نيم گذشته من 4يا 5 تا برنامه نوشتم كه مثلا درس بخونم و حالا يه برنامه ي درست و حسابي از آب در اومده ولي امتحانا پيش هم نزديك هست و ديگه فرصتي براي مرور درسهاي سال قبل نيست. ديروز هم مدرسه جلسه اولياء گذاشته بود در باره كلاسهاي تست البته فقط براي پيش دانشگاهي. به نظر من كه اين كارا هيچ فايده اي نداره اگه كسي واقعا خودش بخواد ميتونه بخونه و نتيجه هم بياره. ولي در كل امسال همه نسبت به كلاس ما ديد مثبتي دارند .آقاي عباسي كه حدود 8 نفر از 12 نفر كلاس مارو كارشناسي دانشگاه دولتي ميدونه و در مورد اون 4 تا هم پيام نور. ولي از يه طرف هم همچين نااميد ميكنه كه همه ديگه درسو بي خيال ميشند.
كلاسهاي تست كه براي ما كه از دامنه ميايم وقت تلف كردن هست چون تا ساعت 3 بعد از ظهر كه علافيم از اون طرفم تا مياد ماشين سوار شيم و برسيم خونه 4 شده بعدش هم تا مياي يه خستگي دربياري ساعت 5 شده . تازه اگه سر كلاس چيزي بفهمي. اگه كلاس تستاشون هم مثل آزمون هاي علوي باشه كه اين همه تبليغشو ميكردن ما بايد كنكور و دانشگاهو بي خيال شيم.
ولي همه ميگن سال ديگه آمار قبولي فريدن بالا ميره .چون احتمالا كلاساي پرديس و الزهرا هم خيلي خوب كار ميكنند و غير از اين سه تا مدرسه يه پيش داشگاهي متمركز هم هست كه دانش آموزاي اونجا هم بد نيستند يعني همه جوري توشون پيدا ميشه ولي بلاخره دانش آموز درس خون هم دارند. اما اين كه سال ديگه تو فريدن پسرا قبولي بيشتر دارند يا دخترا اون ديگه با دبيرا هست كه تشخيص بده. خداكنه از پسرا بيشتر باشه.
چون اگه پسرا جايي نيارند سال ديگه به سلامتي ميرن سربازي. بعد از دو سال علافي هم مياند و بيكارند.
اصلا بيخيال درس و مدرسه. از هوا و برف و بارون بگم. اصلا مشخص نيست چرا اينطوري شده هر روز آسمون ابريه ولي يه برف درست و حسابي نمياد بيفته اگه ميخواد برف بياد كه درست و حسابي بياد اينجوري كه هوا هميشه ابريه دل آدم بدجوري ميگيره. سال قبل 22 آبان بود كه اولين برف اومد ولي امسال هنوز يه برف مشتي نديديم. امروز هم تو مسجد جامع ختم گرفته بودند و ناهار آبگوشت ميدادند خيلي هم شلوغ بود. ختم برف و بارون و سلامتي و .... خدا كنه كه به هدفشون برسند.
بدجوري اين چند روز كسل و بيحال و بيخيال شدم نميدونم از حال و هواي پاييزه يا استرس و اضطراب كنكور همين مسئله هم يه دكتر رفتن گذاشت سر دستمون. اما هييييييچ فايده اي هم نداشت. از همه طرف رفتيم زير فشار هم از طرف مدرسه هم از طرف خونه. اگه هم سال ديگه خدا نكرده جايي نيارم كه صد تا حرف از دوست و فاميل و آشنا پشت سرم هست كه 4 سال رفت غيرانتفاعي پول خرج كرد آخرش هم هييييچ جا نيورد.
« گفتگوی آلبرت انیشتین و پروفسور حسابی »
استاد من افتخارمی كنم كه شاگرد شما هستم آخرین شاگردی كه در قید حيات است.
نه اشتباه می كنى.من باید به توافتخاركنم و می کنم.
چرا؟
زمانی که تو در کشورت ، بوعلی سینا را داشتی ، مردم من یک زندگی بدوی داشتند.
ايرانی ها و افتخاراتشان به امروز و ديروز برنمی كردد تاریخ را ورق بزنيد با صبرآن چه درمی يابيد ساده است و بسيط ايرانيان آن زمان كه بوذرجمهر « بزرگمهر» تنها با
شنيدن نحوه حركت كردن مهره هاى شطرنج توانست يكی از سران ارشد سپاه روم را شكست دهد و مانع از تسخير ايران شود معناى افتخار را بيشتردرك كردند شايد افتخارآفرينی هاى ايرانيان به قبل تر ازآن هم برسد كه دست ما كوتاه است و خرما برنخيل .
ايرانی¬هاى افتخارآفرين اكر چه¬ به هدفى بزرگ نايل شده اند اما هرگز خود را غيرايرانى نمی¬دانند و¬حس ناسيوناليستى خود را حفظ
كرده اند .دوازده دسامبر ۱۹۲۰ روزى است كه دنيا يكی ازبزرگترين مخترعين قرن را شناخت مخترعی كه برنده جايزه معتبر جهانی انيشتين شد.آن هم به خاطر اختراع گاز ليزر اختراعی كه تمام اخبار روز دنيارابه خود اختصاص داد.يک ايرانی كه سال ۱۹۱۹ميلادى به قصد تحصيل راهی سرزمين « يانكی ها » شد وتحصيلاتش را دردانشگاه بزرك MIT در زمينه فيزيک دنبال كرد. وى يازده سال بعد بزرگترين كاشف دنيا شد و در مراسم اهدا جوايز حاضر نشد مليتی غير از ايران را براى خودش برگزيند بزرگترين دليل موفقيت او پشتكار است.او در پاسخ به خبرنگارى كه پرسيد ¬چرا یك ايرانى به اين جايزه مهم دست يافته است می گويد: هيچ قومى جز ايرانی¬نمی¬توانست اين حس پشتكارى را درمن تقويت كند اوحالا يكی از تجارموفق امريكاست و بار علمی خود را به رخ تمام غير ايرانيان جهان می كشد. او كسی نيست جز پروفسور على جوان .
ازفيزيک ودرس وكتاب وهندسه فاصله بگيريد و به دنياى« نت ها» بياييد .قديمى ترین و تجريدی ترین هنر دنيا يعنى موسيقى درباره اش مى گويند بزرگترين و كارآمدترين رهبريا «كانداکتور» اركستر دنياست .گرچه نام هنريش « الكساندرا » است اما دوستدارانش هميشه او را على صدا مى زنند « علی رهبرى ». استاد « مهتا» بزرگ ترين « تِنُر» دنيا درباره اش كفت : او تنها كسى است كه مى توانيد روى توانایى هايش بدون شناخت حساب كنيد اركستر خود را به او بدهيد تا شما را به سر منزل مقصود هدايت كند. او و آثارش براى ايرانى ها غريبه نيستند. یك بارديكر تيتراژ پايانى سريال« دليران تنگستان» را به ياد آوريد : موسيقى : احمد پژمان - على رهبرى
على رهبرى بلافاصله پس ازاين كار راهى ديار فرنگ شد. او پس از تحصيل در دانشگاه هاى معتبر موسيقى حالا ساكن بلژيك است و رهبر اركستر ملى اين كشور ضمن آن كه راديوى بلژيك نيز سايه مديريت او را بر سردارد هنرنمای اهالى موسيقى به اين جا ختم نمى شود دو ، ر ، مى ، فا نام فاميلش با « ف » شروع مى شود. پسرعمويش درايران است . يكى از سه نفرى است كه در ايران دكتراى موسيقى دارد.استاد دانشگاه موسيقى تهران هم هست .اين بار صحبت ازدكترشاهين فرهت نيست كه اگر باشد راهى به خطا نرفته ايم .
پروفسور هرمز فرهت استاد دانشگاه موسيقى در امريكا و رهبر اركستر سمفونيك دوبلين پایتخت ايرلند جنوبى« هرمزفرهت» نه به واسطه سفارش هاى ديگران به جاى رسيد و نه به خاطر عدم درایت وكفايت كه اتفاقا عاملى است براى رشد در کشورهای جهان سوم دكتر شاهين فرهت درباره پسرعموى خود مى گويد : « من ۶ ماهه دوم سال را در دانشگاه موسيقى سوئد تدریس مى كنم .هرمز بعضی مواقع هنگام تعطيلات كريسمس به ديدنم مى آيد . باوركنيد اودر عالم موسیقی يكانه اى است بى نظير»
از عالم صدا خارج شويد.به دنيايى بياييد كه به واسطه اش جهان امروزى را دهكده جهانى مى نامند «دنياى اينترنت »
وقتى با دوستانش يكی از قدرتمندترين موتورهاى جست و جو دردنيا را راه اندازى كرد كمتركسی باورش شد كه او یک ايرانی است اما اين واقعيت داشت آن قدر قدرتمند و معتبر است كه با سفر چند روزه اش به ايران Google فارسی هم مى شود اميد كردستانی اين نام براى اينترنت بازهاى حرفه اى شناخته شده است .

كردستانى كه تحصيل كرده ی امريكاست معاون ارشد اين موتور جست و جوى قوى است و حالا مدير بخش بازاريابى Google. كردستانى در مصاحبه اى كه با بخش فارس زبان بى بى سی داشت عنوان كرد كه دوست دارد تمام دنيا بدانند كه اويک ايرانى سرافراز است او با دوستان خود به فكر راه اندازى اين موتور جست و جو افتادند و حالا ضمن آن كه یك جوان متمول ايرانى است ، شهرت Google را مرهون زحمات و تلاش هاى شبانه روزى او مى دانند.
اسم اين سايت را بارها ديده وشنيده ايد. اگر اهل کتاب و مطالعه باشيد كه قطعاً با آن آشنا هستيد.يكى از گران ترین ومعتبرترين سايت هاى فروش کتاب كه در سايربخش ها هم اعتبارى دو چندان كسب كرده است« eBay » آن را Search كنيد و نگاهى به محتويات درون آن بيندازيد کتاب ، پوستر ، سی دی ، فیلم و … آن هم با قيمتى گزاف، اين ها هیچ كدام مهم نيست .كسی كه راس هرم اين سايت ايستاده كسى نيست جز«پیر اميديار» يكى ايرانى خوش ذوق كه گفته مى شود نامش درفهرمت پنجاه ثروتمند اول دنيا قرار دارد.

همان فهرستى كه رومن آبراموویچ بيليونر معروف روس وصاحب باشكاه چلسى انكلستان در آن رتبه چهل و نهم را دارد ، پیر امیدیار در آخرين گفت و گوى خود با شبكه سى ان ان گفت اگرچه يك ايرانى هستم ولى بدانيد روزى ثروتمند ترين مرد روى كره زمين مى شوم.
فوتبال،اين وررش پرطرفدار اما نه اشتباه نكنيد. ما فوتباليستى نداريم كه مرد سال فوتبال جهان شده باشد يا جزو گران ترين هاى دنيا باشد. سال گذشته تيم فوتبال پيكان تهران به سر مربى گرى بيژن ذوالفقارنسب راهى اردوى منچستر انكلستان شد. اين تيم در دو بازى دوستانه با منچسترسیتى شركت كرد. وقتى از كوين كيگان پرسيدند از فوتبال ايران چه شناختى دارد گفت : فوتبال ايران را نمى شناسم . فقط اسم سرمربى آن مرا ياد ادوكلن ها و لباس هاى مورد علاقه ام
مى اندازد، يعنى بيژن، صحبت از بیژن پاکزاد است .اوكه درسال ۱۹۷۸ بزرگترين موسسه توليد عطر جهان را در بورلى هيلز امريكا كه يكى ازگران ترين نقاط دنياست ، بر پا كرد و ازآن روز به بعد او را خاص ترين ايرانىِ عرصه¬ی تجارت لباس و عطر در جهان مى دانند. همين قدر درباره اش بدانيد كه لباس هاى تونى بلر فقط ازفروشگاه هاى او تهيه مى شود.

تعجبى هم ندارد، اكر مى گويند بيش از ۵۰درصد سازمان فضاى امريكا NASA از آن ايرانى هاست باور كنيد.
اگر ریيس بزرگترين تيم جراحى مغز و اعصاب دنيا بيمارستان كرانكل نيويورک دكتر شهرام قاجاريه است باوركنيد.
Yahoo با خواندن اين اسم به ياد چت كردن و ای میل فرستادن مى افتيم اما منظور ما نه چت كردن است ونه ميل زدن اين سايت قوىكه موتور جست وجوى قدرتمندى هم هست یک مدیر فنی ایرانی ، جوان و پر انرژی دارد ، ،فرزاد ناظم حقوق ماهيانه اين مدير جوان ؟ او ماهانه يكصد هزار دلار دستمزد مى گيرد تا حمايت هاى خود را از Yahoo دریغ نكند. جالب است بدانيد شرکت بزرگ ليندوز حاضر است اورا با مبلغى دوبرابر استخدام كند.. نامش را به خاطر مى سپاريم

می گويند در امريكا يا هر جاى دنيا اگر كسی دچار سانحه يا سوختگی شود كه به جراحى پلاستیک نيازداشته باشد يكی از گزينه هاى خوب ، قطعاً اوست پروفسور « حميد مسيحا» اين پزشک حاذق براى مشتريان ايرانى خود تخفیف ويژه اى قايل است و جالب آن كه يكی ازتفریح هاى اين دكتر ايرانى مشهور، مجسمه سازی است مسیحا عادت دارد قبل ازهر عمل جراحى صورت مريض خود را با دقت نقاشی كند تا اگر در آينده تمايلى داشت ، مجسمه ی آن را بسازد .
منابع :
مجله موفقیت
www.bozorganeiran.com
www.schoolnet.ir
سلام.اميدوارم حالتون خوب باشه. خداكنه هميشه بتونيد حرفاي دلتونو بزنيد بدونه اينكه مشكلي داشته باشيد.
پست قبليو حذف كردم.ولي آخه آدم اينجا هم نتونه حرفاشو بزنه پس كجا اين كارو بكنه؟ باز به اون طرفي ها.
هر چند همه فقط به فكر منافع خودند نه به فكر مردم.
بازم داره حرفا بدجوري سياسي ميشه. اصلا از سياست يه كم فاصله ميگيريم يا حداقل يه كم از تند نوشتن دست بر ميداريم. ولي اخه چيزي ديگه نيست كه بگم.
از درس و مدرسه بگم..يادم اومد.درمورد دبير حساب ديفرانسيل ميگم:
از شهريور ماه كه من و بچه ها به مدرسه سر ميزديم كه ببينيم دبيراعوض شده يا نه وثبت نام كنيم . مشخص بود كه در مورد دبير رياضي مشكل دارند و نتونستند يه دبير باتجربه پيدا كنند خيلي سعي كرده بودند كه اقاي مباشري بياد ولي اقاي مباشري به خاطر مشكل حنجرشون نتونسته بودند . آقاي عباسي (مدير) هم در مورد اقاي باقري كه يه دبير نجف ابادي بود صحبت ميكرد ولي اون هم تازه همين چند روز فهميديم كه نميتونه بياد.
بعد اقاي عباسي گفت اقاي روحاني رو پيدا كرده كه از دبيراي واقعا عالي ودر سطح استاد دانشگاه هست . ما باز در اين مورد بيشتر باهاشون صحبت كرديم وگفتيم ديگه خودتون بايد بدونيد كه ما امسال درس حساب وهندسمون خيلي سنگين هست وبايد يه دبير باتجربه بياريد ولي باز رو حرف خودشون بودند كه بهترين دبير رياضي بعد از اقاي مباشري در شهر ستان هست .ماكه تا مهر اقاي روحانيو نديديم ولي از 20 روز مونده به مدرسه ها باتوجه به اينكه تجربه كمي در مورد متوسطه داشت به اقاي سليمي و عباسي گفتيم كه نميتونه خوب از پس حساب بر بياد ولي باز رو حرفشون تاكيد كردند كه خانم احمدي (مدير دبيرستان الزهرا) هم گفته كه اين دبير خوبيه.
ما ديگه چيزي نگفتيم تا وقتي اولين جلسه حساب اومديم سر كلاس. جلسه اول كه چيزي نفهميديم يعني همه اينطور بودند.از همون جلسه مشخص بود كه اقاي روحاني تو تدريس يه مقدار كم تجربه هست. ولي ما باز اعتراض نكرديم تا چند جلسه بگذره بلكه بهتر بشه ولي ديديم نخير فايده نداره برا همين اعتراض كرديم آقاي عباسي و سليمي گفتند كه قراره آقاي باقري بياد برا كلاس اضافه اگه اون بياد اين مشكلا حل ميشه باز ما چيزي نگفتيم تا مهر هم تموم شد وابان اومد و خبر دادند كه باقري هم نمياد .اقاي روحاني هم دوتا فصل درس داده بود و ما هيچ چيز نفهميده بوديم يعني اين 4 سات در هفته وقت تلف كردن بود. تا اينكه روز 13 آبان وقتي از راهپيمايي پر شور و شوق برگشتيم همه دفتر جمع شديم و مشكلو گفتيم .وبهنام يه برگه اعتراض نوشتو همه زيرشو امضا كرديم. از فرداي اون روز منت گذاشتن سر ما از جانب اقاي عباسي شروع شد كه ما به خاطر شما مجبوريم كه تو اين وقته سال دنبال دبير بگرديم و بايد برنامه كلاساي ديگه رو هم عوض كنيم وخلاصه بدجوري تو اين چند روز هي به ما گير ميدادند كه ما ديگه هر برنامه اي كه گذاشتيم شما نبايد نه بياريد ما هم گفتيم قبول. تا اينكه اقاي حسيني (دبير هندسه ورياضيات) شد دبير حساب. اين اقاي روحاني مثل اينكه الزهرا هم با پيش دانشگاهي مشكل پيدا كرده. كلاس سومي ها كه از دستش راضي بودند .شايد فقط مشكلش پيش دانشگاهي هست. امروز هم برنامه جديدو دادند و يكشنبه ها 8 ساعت بايد بيايم كلاس اونم چه درسايي و سه شنبه ها كه سه روز بعدش هم تعطيليم 4 ساعت بايد بيايم. خلاصه اين اشتباهي بود كه خودشون كردند ولي ما بايد جورشو بكشيم و لطمه بخوريم و منت هم سرمون بزارند. امروز هم كه با اقاي روحاني داشتيم بهش نگفته بودند كه شما قرار نيست از هفته ديگه بيايد سر اين كلاس.چون بعد از اين كه تمرينارو حل كرديم گفت هفته ديگه امتحان ميگيرم ماهم گفتيم حتما بگيريد ولي يادتون باشه سوالا آسون نباشه واگه ميشه تست هم بديد.![]()
خلاصه اين كه ما از هيچ طرف شانس نيورديم اون از پارسال كه امتحانارو همچين سخت داده بودند كه معدل كتبي افتضاح شد اون هم از دبير هندسه و حسابانمون .وامسال هم اين وضعي كه پيش اومد. ![]()
موفق باشيد
خدانگهدار![]()
If you want the future,forget the paste
اگر آينده را ميخواهي گذشته را فراموش كن.
Goal does not help a man who loses oppor tunitiest.
هدف به كسي كه فرصت ها را از دست ميدهد كمك نميكند.
Never ever do the up-cage to cage up your holy cage in the supreme cage by the cages
through the cage as a cage like a cage-holder in the cage-field over the down-cage!!!!!
هيچ گاه از قفس براي به زندان افكندن خويشتن در زنداني از زندان ها استفاده نكنيد.چرا كه زندانيان خود به نوعي در زندان خويشتن ودر جايي ديگر از آن زندان محبوس است.
What is love? Love is like war,easy to starat ; difficult to end impossible to forget.
عشق چيست؟ عشق جنگي است كه شروعش آسان. پايان دادنش سخت و فراموش كردنش غيرممكن است.
Love starts with a smile, continues with a kiss and finished with tears.
عشق با يك لبخند شروع ميشود. با يك بوسه تداوم ميابد و با جاري شدن اشك ها ختم ميشود.
Fair face needs no paint.
صورت زيبا نيازي به نقاشي كردن ندارد.
If you want the future, forget the past.
اگر آينده را ميخواهي گذشته را فراموش كن.
If you want to know real of this world look at yellow dead leaves in autumn and the shine green bode of the young trees in spring!
اگر ميخواهي حقيقت اين جهان را بداني به برگ هاي زرد درختان در پاييز برگ هاي درختان جوان در بهار نگاه كن.
If you don’t have self confidence you are like a dandelion in life problem storm.
اگر اعتماد به نفس نداري مانند قاصدكي هستي در طوفان مشكلات زندگي.
Time stay long enough for those who use it.
وقت براي كساني كه از آن استفاده ميكنند به اندازه كافي باقي مي ماند.
Life gives you a hundred reasons to cry but you can give life thousand reasons to smile.
زندگي صدها دليل براي گريه كردن به شما ميدهد .اما شما ميتوانيد هزاران دليل براي خنديدن به زندگي بدهيد.
In just two days tomorrow will be yesterday!
تو دو روز. فردا ميشه ديروز!
از :
بهنام كيماسي ![]()
سلام .خوبيد؟چه خبر؟
با 13 آبان و راهپيمايي چه كار كرديد؟ حتما بهتون خوش گذشته .مخصوصا به دانش آموزان بسيجي محترم.
ما هم رفتيم راهپيمايي ولي توشهرستان ما اين كار در اصل علافي هستش نه راهپيمايي .ساعت 9:30 صبح وقتي زنگ اول خورد به صف شديم و به بچه ها از اين پلاستيكا كه روش چرت وپرت نوشته دادند. وبچه ها هم كه اصلا تو اين كارا نيستند .زود از تنشون در اوردند. البته اين كارا خوبه ولي اگه بزارند بچه ها با ميل خودشون انجام بدند. نه اينطور كه دانش آموزا رو مجبور كنند. البته اين كارا تو شهرستانايي مثل فريدن به نظر من معنايي نداره ولي در شهرهاي بزرگ مثل اصفهان و تهران و... خيلي برا مسئولين اهميت داره .
ما رفتيم ميدان 15 خرداد.جالب اينجاست كه امسال فعال تر از پارسال بودند و يه كم به ميدون اهميت داده بودند و گل منگليش كرده بودند .از اينجاش خوشم مياد كه با اينكه 4 تا بلندگو تو ميدون گذاشته بودند هيچي صدا نميومد البته بازم اگه صدا بلند بود كسي اهميت نميداد چون اصلا كسي گوش نميداد همه گرم صحبت با هم ديگه بودند .جالب اينجاست كه نماينده مجلس هم بود .ولي جالب تر اينجاست كه همين آقاي محمدي سال قبل خودشو اونطرافا نشون نداد .اينو ديگه بچه 2 ساله هم ميفهمه كه انتخابات مجلس نزديك هستو ... باقيشو ديگه خودتون ميدونيد .يه سپاهي هم صحبت كرد وما هم ساعت 10:40 بود كه ديگه جيم شديم . حدود 4 ساعت از درسامون هم پريد (زبان وهندسه).بعد از راهپيمايي ما دانش آموزان گرامي در سطح داران و ساير مناطق كشور رييس جمهور امريكا رسما سكته ي فكر كنم صدمي خودشونو زدند وبه قول آقاي ميرزايي امريكا براي بار هزارم كشته شد و ساعتي بعد دوباره زنده شد .آخه يكي نيست بگه اين مسخره بازيا ديگه برا چيه . حالا 22 بهمن انقلاب پيروز شد ميريد راهپيمايي . بماند . روز قدس برا حمايت از فلسطين راهپيمايي ميكنيد .بماند. آخه دانش آموزاي بيچاره چه گناهي دارند كه بايد از درس و مدرسشون عقب بيفتند كه يه سري به اهدافشون برسند.؟ به هر حال من يه چيزي الان چندين ساله برام سؤاله ... اينكه چرا يه سري دانش آموزو به يه دليله پوچ و الكي ميبرند 4 ساعت علاف ميكنند ؟
تابعد خدانگهدار
هیچ وقت مغرور نشو............برگ ها وقتی میریزند که فکر میکنند طلا شدند.
سلام .امیدوارم حالتون خوب باشه.
جمله بالایی که نوشتم در اصل یه آف بود از طزف دوستان که به نظرم خیلی جالب اومد .وتنها آفی بود
که باعث شد من به فکر فرو برم .
خیلی جالبه. غرور و ریختن برگ های زرد خیلی به هم میاند .مخصوصا برگ هایی که فکر میکنند طلا
شدند.اما واقعا اگه انسانی مغرور باشه خودشم اینو میفهمه؟ شاید یکی از خصوصیات غرور هم همین
باشه.که خود انسان مغرور هم از اعتراف به مغرور بودن خودش خودداری میکنه.
حالا با انسان های مغرور چه باید کرد؟ به قول الیاس باید باهاش با غرور رفتار کرد؟
نمیدونم .من که از این چیزا زیاد سر در نمیارم .
ولی بریم سراغ مدرسه و درس و امتحان شیمی و خراب کردن امتحان.
البته امتحان خوبی بود ولی نمدونم چرا نتونستم نمره بیارم . خونده بودما ولی اصلا مخم هنگ کرده بود.
آخه میدونید مشکل کجا بود؟مشکل اینجا بود که سوالا خیلی بود . فکر کنم ۱۴ تا سوال بود که هر کدوم
۴ قسمت میشد .البته نمره از ۴۰ بود .و وقتش هم ۸۰ دقیقه بود که اقای میرزایی حدود ۱ ساعت و نیم
وقت داد.ولی در کل نمیشد نمره خوبی بیاری .البته من خودمو میگما .
اینو هم بگم که ما دیشب مهمون داشتیم و...
ولی نمدونم چرا وقتی شیمی کم میاریم و امتحانو خراب میکنیم اصلا ناراحت نمیشیم .بچه های دیگه
هم این طوریند.شاید برا این باشه که تا حالا نتونستم از امتحانا اقای میرزایی از ۱۳ بالاتر بیارم
ولی یادمه یه بار سال اول متوسطه امتحان ترم اولو ۱۹ گرفتم .که اسمشو اصلا نمیشه گذاشت امتحان
چون راحت ترین شیمی بود که همش قصه بود.اما سال دوم و دوم به بعد نمره دلچسبی نتونستم بیارم
البته امتحان نهایی سال سوم شیمی خیلی اسون بود .شاید هم برا ما اسون بود که سوالات واقعا
پیچیده ی اقای میرزایی رو مجبور بودیم جواب بدیم.
ولی سر جلسه امتحان شیمی کلا خیلی باحاله .چون آدم وقتی یه کم فکر میکنه و دیگه خودش هم
میفهمه که چیزی برا نوشتن نداره دیگه خیالش راحت میشه .همش این ور اون ورتو نگا میکنی و به
حرفا اقای میرزایی گوش میدی .اقای میرزایی هم امروز با مزه شده بود
نمیتونند به سوالاش جواب بدند خیلی خوشحاله .آخه یکی نیست بگه یه طوری سوال بده که بچه ها از
خودشون ناامید نشند
بده دو تا سوال سخت .
اخه به قول معین(یکی از رفقا)سوالات منطقه یک به ما چه یا سوالات المپیاد امریکا به ما چه؟
راستی اسم این سوالا اومد یاد خنگ بازی خودم افتادم
بودم . اقای میرزایی گفت چرا نمینویسی سید؟این سوالا تو وبلاگ بودا ندیدیشون؟ من گفتم حتما این
سوالارو دانلود نکردم..وقتی اومدم خونه و رفتم سراغ سوالایی که دانلود کرده بودم .اگه اشتباه
نکنم .حدود ۶ تا از سوالا امتحان مثل اینا بود .حالم گرفته شده بود که چرا به اینا یه نگاهی ننداختم.
به هر حال من که امتحانو خراب کردم و فکر نکنم از ۳و ۴ بالاتر بیارم .بیخیال
خوب دیگه برم نصفه شبه .
از آقای میرزایی هم به خاطر بازدید از این چرت و پرتایی که مینویسم متشکرم. به پیشنهادات شما هم
عمل کردم.هرچی باشه حرف حرفه شماست.
موفق باشید دوستان عزیز
راجع به جمله اولی هم فکر کنید
تا بعد
خدا نگهدارتان باشد
سلام :
خوب هستید؟
امروز چهارشنبه هست و ما هم چهارشنبه پنجشنبه ها تعطیلیم.برا اینکه درسای سال گذشتمون رو
بخونیم![]()
ساعت فیزیک و ۱ساعت شیمی و ۱ ساعت هم زبان بود . اما متاسفانه فقط تونستم ۵ ساعتش رو اجرا
کنم که ۲ ساعت ریاضی خوندم و ۱ ساعت شیمی و۲ ساعت هم فیزیک .یعنی ۳ ساعتش پرید![]()
ولی واقعا اعصاب آدم خورد میشه مخصوصا موقع خوندن ریاضی .ولی فیزیک و شیمی باز بهترند چون
میفهمم که اصلا چی میگند تستاشون هم راحت تر میزنم ولی تا حالا از ۴۰ تا تست ریاضی که زدم
فقط ۷ تاش درست بوده ولي بازم بد نیست میشه امید داشت .![]()
از یکی دو هفته دیگه هم امتحانا میان ترمی که دبیرا برا مستمر میگرند هم شروع میشه و بدبختی ما
چند برابر. ولی دبیر شیمی و زبان زرنگی کردن و زودتر تاریخ امتحان رو اعلام کردند . هفته دیگه سه
شنبه امتحان شیمی و هفته بعدش امتحان زبان .حالا باز زبانو میشه نمره گرفت ولی شیمی رو چی
کارش کنیم؟
نمیدونید چه امتحانایی میگیره این آقای میرزایی. آدم ناامید میشه از خودش .ولی از یه
نظرم خوبه. چون بچه ها مجور میشند بخونند . ما که میخونیم ولی
مشکل این جاست که اگه ما صد بار جزوه و کتابو بخونیم بازم نمیتونیم یه نمره دلچسب بیاریم چون
نمونه ی
اون سوال و مثالایی که حل کردیم تو امتحان نمیده یه سری که ما باهاش آشنا نیستیم میاره .ولی
بی خیال برا ما که دیگه نمره مستمر و معدل و انظباط و از این قبیل فایده نداره.معدل پارسال به درد ما
میخورد که حسابی خراب کردیم . معدل کتبی من حسابی آبروریزی به بار اورد معدل کتبیم شد ۱۴ که
فکر کنم تاثیر منفی هم تو کنکور بذاره.ولی به خدا ما هم پارسال مقصر نبودیم من خونده بودم ومثال از
امتحانات نهایی سال قبلم حل میکردم ولی از شانس خوب ما شیوه سوال دادنو عوض کردن .یعنی در
اصل سوالات رو مفهومی کرده بودند .مثلا فیزیک. من خوب خونده بودم .وقتی که سوالا نهایی پارسالش
رو بررسی میکردم همشونو خیلی عالی حل میکردم و پیش خودم میگفتم خیلی که بخوام پایین بیارم
۱۷ میگیرم . ولی وقتی رفتم سر جلسه داشتم دیوونه میشدم یه سوالایی داده بودند که اصلا داشت
مخم سوت میکشید .معلم فیزیک خودمون (آقای طهماسبی) هم که اتفاقا پارسال رییس حوزه امتحانی
بود تعجب کرده بود .و مطمئن بود که نمره خوبی نمیاریم .وقتی هم که نمره ها اومد بااینکه یه سری
تهرون به امتحان اعتراض کرده بودند و به قول خودشون به نمره ها اضافه کرده بودند من فیزیک ۱۱/۲۵
اوردم. خلاصه اگه ما بخوایم تو کنکور هم اینطوری خوش شانسی بیاریم حتما صنعتی شریف قبول
میشیم .![]()
اونایی که امسال پیش دانشگاهی میخونند مخصوصا ریاضی منو درک میکنند.![]()
بگذریم .اصلا بی خیاله کنکورو دانشگاه دیگه نهایتا اگرم نخونیم و جایی نیاریم میفرستنمون دانشگاه
دارون
.مگه چشه؟خیلی هم خوبه .البته پیام نورشو میگما
.همون که یه ساختمون خیلی شیکه
چند
طبقه داره .![]()
![]()
از دانشگاه بیایم بیرون.
زیادی حرف زدم دیگه برم .
ولی اونایی که با من وحرفام موافقند حتما نظر بدند .
تا فردا
خدانگهدار
![]()
سلام چطوريد؟ اميدوارم حالتون خوب باشه.از كجا بگم؟.......از هر جا كه شروع كنيم به گفتن رويدادهاي روزمره يه كم عقب ترش بازم مطلب هست اما از همين الان شروع ميكنم :
من اهل شهرستان فريدن هستم و 18 سالمه .الان هم دارم پيش دانشگاهي ميخونم .در رشته رياضي درسم هم هي بدك نيست
البته دوستان كه كامل منو ميشناسند ولي اين توضيحات براي افراديه كه بنده رو نميشناسند ما (من و دوستان)هر روز بايد حدود 10 كيلومتر رو تا داران كه محل تحصيلمون هست طي كنيم .شهرستاني كه ما توش زندگي ميكنيم يكي از محروم ترين شهرستاناي كشور هست ديگه علتش بماند
.به هر حال اين وبلاگو راه انداختم برا سرگمي و اوقات فراغت خودم.
به قول آقاي ميرزايي معلم شيميمون كه بهترين معلم شيمي در شهرستان خودمونه
كه امروز هم باهاش كلاس داشتيم ميگفت كه خاطره هاتون رو تو وبلاگ بنويسيد چون چند سال بعد اين خاطرات خيلي جالبه .حداقل واسه خودتون.البته من اين وبلاگو از اون وقت كه آقاي ميرزايي اين حرفو زد راه ننداختما .![]()
از قبل از اين هم تو وبلاگ دالانكوه كه البته مال سيستم پرشين بلاگ بود مينوشتم اما از وقتي كه پرشين بلاگ هك شد ديگه ما هم بيخيال شديم
.بماند چون بدبختي من تو درسا زياده وسال ديگه هم بايد كنكور بديم و استرس و هيجان و نخوندن حتي يه كتاب از سالاي قبل پس به همين خاطر نميتونم زياد بيام نت .![]()
به هر حال من اين وبلاگو واسه سرگرمي خودم راه انداختم .اگه كسي اومد نگه چه وبلاگه به درد نخوري.![]()
تا بعد
![]()
حالتون خوبه؟
الان کار دارم ولی فردا میام.
بای.